معرفی کتاب 100 سال فلسفه
چیزی که این متن را از یک تاریخنگاری کلاسیک و خشک متمایز میکند، تمرکز وسواسگونهی نویسنده بر پدیدهی «تغییر مسئلهها» است. برای پاسمور چندان مهم نیست که یک متفکر خاص چه گفته است؛ دغدغهی اصلی او ردیابی این موضوع است که چرا در یک مقطع زمانی مشخص، پرسشهای بنیادین دربارهی وجود خدا یا ماهیت واقعیت مطلق از سکهی افتادند و جای خود را به سوالاتی دربارهی ساختار گزارهها و معنای کلمات دادند. در این بخش از مسیر چهرههایی مثل جان استوارت میل، برتراند راسل، جی. ای. مور و بعدها لودویگ ویتگنشتاین وارد میدان میشوند. آنها نه به عنوان نوابغی منزوی بلکه در قامت شورشیانی ظاهر میشوند که قصد دارند کالبد فلسفه را از ابهام دور کنند و به آن دقتی ریاضیوار ببخشند. خواننده در حین دنبال کردن این روند به وضوح میبیند که چطور تلاش برای ساختن یک اتمیسم منطقی یا پایهگذاری پوزیتیویسم منطقی شکل گرفت و چگونه زبان به جای آنکه صرفا ابزاری برای بیان افکار باشد، خودش به مسئلهی اصلی و موضوع کالبدشکافی فیلسوفان دانشگاهی تبدیل شد.
با وجود تسلط رویکردهای منطقی در دانشگاههای بریتانیا و آمریکا، نویسنده پلهای ارتباطی ظریفی با جریانهای همعصر در اروپای قارهای برقرار میکند. او در کنار بررسی مکاتبی چون حلقهی وین، فصولی را به جریانهای اثرگذاری مثل پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم اختصاص میدهد تا نشان دهد تفکر مدرن درگیر چه تنش عمیقی بوده است. از یک سو میل شدیدی به وضوح علمی، ابطالپذیری و دقت زبانی وجود داشت و از سوی دیگر نیاز گریزناپذیر انسان به یافتن پاسخ برای بحرانهای وجودی و معنای زندگی خودنمایی میکرد. پاسمور بهعنوان یک ناظر بیطرف هیچکدام از این مکاتب را برندهی قطعی میدان معرفی نمیکند. او حتی وقتی ساختارهای یک نظریه را نقد میکند، منطق درونی و دلیل پیدایش آن را محترم میشمارد تا نشان دهد که هر جریان فکری، پاسخی ناگزیر به بنبستهای مکتب پیش از خود بوده است.
کتاب «100 سال فلسفه» پرده از یک واقعیت اجتنابناپذیر دربارهی سرنوشت تفکر در قرن بیستم برمیدارد: تخصصی شدن و انزوای آکادمیک. مسیر صد سالهای که در این کتاب ترسیم میشود، به خوبی نشان میدهد که چگونه متفکران مدرن بر خلاف فیلسوفان دوران کلاسیک که مستقیما با طبیعت و علوم تجربی درگیر بودند، بیشتر وقت خود را صرف تحلیل گفتهها و نوشتههای همکارانشان کردند. خواندن این روایت برای یک محقق یا دانشجوی جدی، شبیه به ایستادن در مرکز یک تقاطع شلوغ تاریخی است؛ جایی که میتوان دید فلسفه چگونه ابزارهای زبانی و تحلیلی خود را به تیزترین حالت ممکن درآورد، اما همزمان بخشی از ارتباط بیواسطهی خود با جهان بیرون را از دست داد.
درباره جان پاسمور
جان پاسمور در 9 سپتامبر 1914 در منلی، سیدنی، جایی که بزرگ شد، متولد شد. او در دبیرستان پسرانه سیدنی تحصیل کرد.او در ابتدا آرزو داشت معلم مدرسه شود، اما شرایط استخدامش او را ملزم به گذراندن دورههای فلسفه میکرد، رشتهای که قرار بود او را جذب کند. او متعاقباً با نمرات عالی در ادبیات انگلیسی و فلسفه از دانشگاه سیدنی فارغالتحصیل شد و در عین حال قصد داشت معلم دبیرستان شود.[1] در سال 1934 سمت استادیار فلسفه در دانشگاه سیدنی را پذیرفت و تا سال 1949 در آنجا به تدریس ادامه داد. در سال 1948 برای تحصیل به دانشگاه لندن رفت.
از سال 1950 تا 1955 او (اولین) استاد فلسفه در دانشگاه اوتاگو در نیوزیلند بود. در سال 1955 یک سال را با کمک هزینه کارنگی در دانشگاه آکسفورد گذراند. پس از بازگشت به استرالیا، او در مؤسسه مطالعات پیشرفته در دانشگاه ملی استرالیا مشغول به کار شد، جایی که از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۹ استاد فلسفه در دانشکده تحقیقات علوم اجتماعی بود.



7 روز ضمانت بازگشت کالا
پشتیبانی 24 ساعته
ضمانت اصالت کالا
پرداخت آنلاین امن
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.