معرفی کتاب نیستی از بند رسته
کتاب «نیستی از بند رسته: روشنگری و انقراض» اثر ری برسیه، منتشرشده در سال ۲۰۰۷، یکی از متنهای مهم و بحثبرانگیز فلسفه معاصر است و جایگاهی کلیدی در شکلگیری جریان رئالیسم گمانهزن دارد. این کتاب در حوزههایی چون نیهیلیسم، هستیشناسی، فلسفه علم، ماتریالیسم و نقد سنتهای پستکانتی قرار میگیرد و با لحنی کاملا جدی، سرد و سازشناپذیر، با بسیاری از گرایشهای انسانمحور در فلسفه معاصر درگیر میشود. برسیه در این اثر نمیکوشد نیهیلیسم را بهعنوان بحرانی اخلاقی یا روانی درمان کند؛ برعکس، او آن را نتیجه منطقی روشنگری و دستاورد ضروری تفکر مدرن میداند. از نظر او، علم جدید جهانی را آشکار کرده که نه برای انسان ساخته شده، نه به معناهای انسانی وابسته است و نه هیچ غایت اخلاقی یا روحانی در آن تضمین شده است. ایده مرکزی «نیستی از بند رسته: روشنگری و انقراض» این است که نیهیلیسم نه شکست عقل، بلکه وفاداری رادیکال به عقل و علم است. برسیه معتقد است سنتهای مسلط فلسفه قارهای، از پدیدارشناسی و هرمنوتیک تا بسیاری از شکلهای پستکانتی اندیشه، اغلب کوشیدهاند تجربه انسانی، معنا، زبان یا آگاهی را در مرکز واقعیت نگه دارند. او این گرایش را در پیوند با نقد «همبستهگرایی» میفهمد؛ یعنی این تصور که ما هرگز با جهان مستقل از انسان روبهرو نیستیم، بلکه همیشه فقط نسبت میان اندیشه و جهان را درک میکنیم. در برابر این دیدگاه، برسیه از نوعی رئالیسم سختگیرانه دفاع میکند: جهانی مستقل از ذهن، زبان و معنا وجود دارد و علم دقیقترین راه دسترسی به آن است. کتاب با ارجاع به متفکرانی چون ویلفرید سلرز، کوئنتین میاسو، آلن بدیو و فرانسوا لاروشل، پروژهای پیچیده و چندلایه را پیش میبرد. برسیه از سلرز برای نقد «تصویر آشکار» انسان از خود و جهان بهره میگیرد و نشان میدهد که مفاهیم روزمرهای مانند باور، قصد، معنا و نفس، لزوما با تصویر علمی از واقعیت سازگار نیستند. در همین مسیر، او به ماتریالیسم حذفگرایانه نزدیک میشود؛ دیدگاهی که بر اساس آن، برخی مفاهیم سنتی درباره ذهن و انسان ممکن است در نهایت همان جایگاهی را پیدا کنند که مفاهیم کهنه و نادرست علمی در گذشته پیدا کردند: ابزارهایی موقت، اما فاقد اعتبار نهایی. نقطه اوج بحث برسیه مفهوم انقراض است. منظور او فقط پایان زیستی نوع بشر یا نابودی حیات بر زمین نیست، بلکه آگاهی علمی از مرگ خورشید، زوال کیهان و پایان همه امکانهای زیست، تجربه و معناست. اهمیت این ایده در آن است که انقراض صرفا حادثهای در آینده بسیار دور محسوب نمیشود؛ بلکه حقیقتی است که از اکنون بر معنای حال سایه میاندازد. اگر تمام آگاهی، تاریخ، فرهنگ و ارزشهای انسانی در نهایت محو خواهند شد، پس هیچ ضمانت کیهانی برای معنا وجود ندارد. برسیه از این نتیجه نمیگریزد و آن را با تسلیهای اخلاقی یا معنوی نرم نمیکند. فلسفه، از نظر او، وظیفه ندارد انسان را آرام کند؛ وظیفه آن اندیشیدن به حقیقت است، حتی اگر این حقیقت با نیازهای عاطفی و معنایی انسان ناسازگار باشد. از نقاط قوت کتاب، دقت استدلالی، جسارت نظری، نقد رادیکال انسانمحوری و پیوند جدی میان فلسفه، علوم شناختی و فیزیک است. «نیستی از بند رسته: روشنگری و انقراض» خواننده را وادار میکند از این فرض فاصله بگیرد که واقعیت باید بهنوعی با امیدها و ارزشهای انسانی هماهنگ باشد. با این حال، کتاب بسیار دشوار، فشرده و تخصصی است و بدون آشنایی جدی با فلسفه قارهای، فلسفه تحلیلی و مباحث معاصر هستیشناسی، خواندن آن آسان نیست. همچنین لحن ضدانسانگرایانه و بیرحمانه آن میتواند برای خوانندگانی که از فلسفه انتظار معنا، التیام یا جهتگیری اخلاقی دارند، آزارنده باشد. در مجموع، «نیستی از بند رسته: روشنگری و انقراض» اثری ویرانگر و مهم است که نیهیلیسم را نه پایان تفکر، بلکه آغاز تفکری بیتوهم میداند. برسیه ما را با جهانی روبهرو میکند که خاموش، بیاعتنا و غیرانسانی است؛ جهانی که در آن تفکر باید بدون پناه بردن به معناهای تسلیبخش، به کار خود ادامه دهد.
درباره ری برسیه
ریموند براسیر فیلسوف بریتانیایی است. او عضو هیئت علمی فلسفه در دانشگاه آمریکایی بیروت، لبنان است و به خاطر آثارش در رئالیسم فلسفی شناخته شده است. او پیش از این پژوهشگر مرکز تحقیقات فلسفه مدرن اروپایی در دانشگاه میدلسکس، لندن، انگلستان بود.



7 روز ضمانت بازگشت کالا
پشتیبانی 24 ساعته
ضمانت اصالت کالا
پرداخت آنلاین امن
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.