معرفی کتاب قطار نیمهشب
کتاب «قطار نیمهشب» نوشتهی مت هیگ رمانی فانتزی-روانشناختی است که مثل خیلی از کارهای این نویسنده از یک ایده ساده شروع میشود اما کمکم وارد دنیایی دیگر میشود. شخصیت اصلی داستان ویلبر باد است؛ مردی مسن که در پایان عمرش قرار دارد و زندگیاش را با ترکیبی از موفقیت بیرونی و خلأ درونی پشت سر گذاشته است. او در ظاهر یک زندگی کامل داشته: کار، کتابفروشی، ثروت… اما زیر این ظاهر، یک رابطه مهم و نیمهتمام باقی مانده؛ رابطه با مگی، کسی که بخش مهمی از زندگی احساسی او را شکل داده.
شروع داستان خیلی معمولی نیست؛ ویلبر در لحظهای بین مرگ و ادامه زندگی قرار میگیرد و خودش را در یک ایستگاه قطار میبیند. قطاری که آنجاست، یک قطار معمولی نیست؛ بیشتر شبیه یک ساختار ذهنی است تا یک وسیله واقعی. اسمش همان قطار نیمهشب است و کارش این است که مسافر را به گذشته ببرد، اما نه برای تغییر دادن چیزی، فقط برای دیدن دوباره. هر ایستگاه یک تکه از زندگی ویلبر است؛ به شکل تجربه دوباره.
در طول این سفر ماجرا مدام بین سنین مختلف زندگی ویلبر جابهجا میشود. او خودش را در کودکی میبیند، بعد در جوانی، بعد در دوران شکلگیری عشق و بعد در دورهای که کار و موفقیت کمکم جای رابطهها را گرفته است. نکته مهم اینجاست که این مرور گذشته حالت تماشای ساده ندارد. هر خاطره مثل یک موقعیت زنده دوباره اجرا میشود، با همان احساسها، همان تصمیمهای نصفه و همان تردیدها. همین باعث میشود سوال اصلی کتاب آرامآرام شکل بگیرد: آیا آدمها واقعا انتخابهایشان را میفهمند، یا فقط بعد از گذشت زمان به آنها معنی میدهند؟
کتاب خیلی مستقیم نمیگوید که کدام تصمیم درست بوده یا غلط. بیشتر نشان میدهد که چطور یک انتخاب، بدون اینکه در لحظه بزرگ به نظر برسد، بعدا میتواند کل تصویر زندگی را تغییر بدهد. «قطار نیمهشب» بیشتر درباره حافظه است. درباره اینکه ذهن انسان چطور گذشته را بازسازی میکند و چطور حسرتها را شکل میدهد. قطار در اینجا بیشتر یک ابزار روایی است برای اینکه نشان دهد گذشته همیشه ثابت نیست؛ اما نه به این معنا که تغییر کند، بلکه به این معنا که هر بار از زاویهای تازه دیده میشود. ویلبر در طول این سفر کمکم به این نقطه میرسد که بعضی چیزها قرار نیست اصلاح شوند. فقط باید فهمیده شوند. همین فهمیدن، بخش مهمی از روایت را میسازد. داستان خطی ساده را دنبال میکند اما آن را در فضاهای مختلف امتحان میکند: اینکه زندگی مجموعهای از انتخابهاست، اما ارزش هر انتخاب فقط در لحظه مشخص نمیشود. قطار نیمهشب جایی است که این انتخابها دوباره دیده میشوند، بدون امکان تغییر و همین محدودیت باعث میشود نگاه ویلبر به زندگیاش آرامآرام عوض شود.
شروع داستان خیلی معمولی نیست؛ ویلبر در لحظهای بین مرگ و ادامه زندگی قرار میگیرد و خودش را در یک ایستگاه قطار میبیند. قطاری که آنجاست، یک قطار معمولی نیست؛ بیشتر شبیه یک ساختار ذهنی است تا یک وسیله واقعی. اسمش همان قطار نیمهشب است و کارش این است که مسافر را به گذشته ببرد، اما نه برای تغییر دادن چیزی، فقط برای دیدن دوباره. هر ایستگاه یک تکه از زندگی ویلبر است؛ به شکل تجربه دوباره.
در طول این سفر ماجرا مدام بین سنین مختلف زندگی ویلبر جابهجا میشود. او خودش را در کودکی میبیند، بعد در جوانی، بعد در دوران شکلگیری عشق و بعد در دورهای که کار و موفقیت کمکم جای رابطهها را گرفته است. نکته مهم اینجاست که این مرور گذشته حالت تماشای ساده ندارد. هر خاطره مثل یک موقعیت زنده دوباره اجرا میشود، با همان احساسها، همان تصمیمهای نصفه و همان تردیدها. همین باعث میشود سوال اصلی کتاب آرامآرام شکل بگیرد: آیا آدمها واقعا انتخابهایشان را میفهمند، یا فقط بعد از گذشت زمان به آنها معنی میدهند؟
کتاب خیلی مستقیم نمیگوید که کدام تصمیم درست بوده یا غلط. بیشتر نشان میدهد که چطور یک انتخاب، بدون اینکه در لحظه بزرگ به نظر برسد، بعدا میتواند کل تصویر زندگی را تغییر بدهد. «قطار نیمهشب» بیشتر درباره حافظه است. درباره اینکه ذهن انسان چطور گذشته را بازسازی میکند و چطور حسرتها را شکل میدهد. قطار در اینجا بیشتر یک ابزار روایی است برای اینکه نشان دهد گذشته همیشه ثابت نیست؛ اما نه به این معنا که تغییر کند، بلکه به این معنا که هر بار از زاویهای تازه دیده میشود. ویلبر در طول این سفر کمکم به این نقطه میرسد که بعضی چیزها قرار نیست اصلاح شوند. فقط باید فهمیده شوند. همین فهمیدن، بخش مهمی از روایت را میسازد. داستان خطی ساده را دنبال میکند اما آن را در فضاهای مختلف امتحان میکند: اینکه زندگی مجموعهای از انتخابهاست، اما ارزش هر انتخاب فقط در لحظه مشخص نمیشود. قطار نیمهشب جایی است که این انتخابها دوباره دیده میشوند، بدون امکان تغییر و همین محدودیت باعث میشود نگاه ویلبر به زندگیاش آرامآرام عوض شود.
درباره مت هیگ
مت هیگ، زاده ی 3 جولای 1975، رمان نویس و روزنامه نگار انگلیسی است.هیگ در شفیلد به دنیا آمد. او در دانشگاه هال به تحصیل در رشته ی زبان انگلیسی و تاریخ پرداخت. هیگ تا به حال آثاری داستانی و غیرداستانی را هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان به رشته ی تحریر در آورده است. او در بیست و چهار سالگی به افسردگی شدیدی مبتلا شد اما توانست آن را پشت سر بگذارد.



7 روز ضمانت بازگشت کالا
پشتیبانی 24 ساعته
ضمانت اصالت کالا
پرداخت آنلاین امن
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.