معرفی کتاب رومولا
رمان «رومولا» نوشتهی جورج الیوت (مری آن ایوانز)، اثری تاریخی است که در فلورانس قرن پانزدهم، در دوران پرآشوب رنسانس روایت میشود. داستان در زمانی میگذرد که شهر تحت تأثیر اصلاحات مذهبی و تغییرات سیاسی شدید قرار دارد. در مرکز روایت زنی به نام رومولا قرار دارد؛ دختری باهوش و تحصیلکرده که در خانهی پدریاش در کنار پدری نابینا و دانشمند، زندگی منزوی اما اندیشهورزانهای دارد. او با مردی به نام تیتو میلو، یک مهاجر یونانی خوشظاهر و جاهطلب، ازدواج میکند؛ ازدواجی که آغاز تغییرات بزرگ در زندگیاش است. تیتو در ظاهر مردی خوشرفتار و موفق است، اما در عمل از هر فرصتی برای پیشرفت شخصیاش استفاده میکند، حتی اگر به دیگران آسیب بزند.
در خلال داستان رومولا بهتدریج درمییابد که زندگیاش بر پایهی دروغ و خودخواهی همسرش شکل گرفته است. در همان زمان شهر فلورانس درگیر جنبشهای مذهبی و سیاسی است و کشیشی اصلاحطلب به نام ساوونارولا قدرت زیادی بهدست میآورد. رومولا که میان ایمان مذهبی، وظیفهگرایی اخلاقی و ناامیدی شخصی گرفتار شده، سفری درونی را آغاز میکند تا جایگاه خود را در جهانی متزلزل پیدا کند. این سفر از خانه و خانوادهاش آغاز میشود و به جستوجوی معنایی تازه از ایمان، انسانیت و مسئولیت اجتماعی میانجامد.
او در پی مواجهه با رنجها و خیانتها، مسیر تازهای برای زندگی برمیگزیند و تصمیم میگیرد به جای انزوا یا انتقام، به دیگران کمک کند. رابطهی او با تسا، زنی ساده و آسیبپذیر که قربانی رفتار تیتوست، نمونهای از این تغییر در نگرش اوست. این مسیر تحول نه از طریق مذهب سنتی، بلکه از راه همدلی انسانی و حس مسئولیت فردی شکل میگیرد.
الیوت در «رومولا» از بستر تاریخی فلورانس برای بررسی مفاهیمی مانند وجدان، خیانت، ایمان، و نقش زنان در جامعه استفاده میکند. روایت بهطور مداوم میان زندگی شخصی رومولا و فضای سیاسی و فکری زمانهاش در نوسان است. در کنار داستان، نویسنده جزئیات دقیقی از محیط رنسانسی ارائه داده و تصویری از زنی ارائه میدهد که در دل آشوب و فساد، تلاش میکند انسانیتر و آگاهتر زندگی کند؛ زنی که مسیر رشدش بازتابی از پرسشهای اخلاقی و فکری قرن نوزدهم نیز هست.
در خلال داستان رومولا بهتدریج درمییابد که زندگیاش بر پایهی دروغ و خودخواهی همسرش شکل گرفته است. در همان زمان شهر فلورانس درگیر جنبشهای مذهبی و سیاسی است و کشیشی اصلاحطلب به نام ساوونارولا قدرت زیادی بهدست میآورد. رومولا که میان ایمان مذهبی، وظیفهگرایی اخلاقی و ناامیدی شخصی گرفتار شده، سفری درونی را آغاز میکند تا جایگاه خود را در جهانی متزلزل پیدا کند. این سفر از خانه و خانوادهاش آغاز میشود و به جستوجوی معنایی تازه از ایمان، انسانیت و مسئولیت اجتماعی میانجامد.
او در پی مواجهه با رنجها و خیانتها، مسیر تازهای برای زندگی برمیگزیند و تصمیم میگیرد به جای انزوا یا انتقام، به دیگران کمک کند. رابطهی او با تسا، زنی ساده و آسیبپذیر که قربانی رفتار تیتوست، نمونهای از این تغییر در نگرش اوست. این مسیر تحول نه از طریق مذهب سنتی، بلکه از راه همدلی انسانی و حس مسئولیت فردی شکل میگیرد.
الیوت در «رومولا» از بستر تاریخی فلورانس برای بررسی مفاهیمی مانند وجدان، خیانت، ایمان، و نقش زنان در جامعه استفاده میکند. روایت بهطور مداوم میان زندگی شخصی رومولا و فضای سیاسی و فکری زمانهاش در نوسان است. در کنار داستان، نویسنده جزئیات دقیقی از محیط رنسانسی ارائه داده و تصویری از زنی ارائه میدهد که در دل آشوب و فساد، تلاش میکند انسانیتر و آگاهتر زندگی کند؛ زنی که مسیر رشدش بازتابی از پرسشهای اخلاقی و فکری قرن نوزدهم نیز هست.
درباره جورج الیوت

جرج الیوت با نام واقعی ماری آن ایوانس، زاده ی ۲۲ نوامبر ۱۸۱۹ در چیلور کتون در وارویکشایر انگلستان و درگذشته ی ۲۲ دسامبر ۱۸۸۰ در لندن، رمان نویس انگلیسی دوران ویکتوریا و ایجاد کننده ی روش آنالیز روانشناسی شخصیت های رمان ها مدرن است.ماری آن ایوانس نام مستعار مردانه ی جورج الیوت را برای خود انتخاب کرد تا اطمینان یابد آثارش مورد توجه جدی مخاطبان قرار می گیرند. اگرچه نویسندگان زن در آن زمان آزادانه نام اصلی شان را در آثار خود می نوشتند؛ اما او می خواست تا تنها یک نویسنده ی داستان های عاشقانه نباشد.وی از پدری نجار و بنا متولد شد و فرزند سوم خانواده بود. اولین اثر ادبی مهم او در سن ۴۳ سالگی (۱۸۶۲) منتشر شد، که ترجمه ی «زندگی مسیح»، اثر «دیوید استرائوس» بود. او یکی از برجسته ترین نویسندگان عصر ویکتوریا است و آثارش که داستان آن ها بیش تر در انگلستان به وقوع می پیوندند، به خاطر دیدگاه های رئالیسم و روان شناختی شهرت دارند.در سال ۱۸۶۴ «آموس بورتون»، اولین قسمت از داستان های «صحنه های زندگی روحانی»، را در مجله ی «بلک وود» منتشر کرد. اولین رمان کاملش در سال ۱۸۵۹ به نام «آدام بید» به چاپ رسید، که مورد استقبال فراوان و البته کنجکاوی مردم قرار گرفت.بعد از موفقیت رمان «آدام بید» تا ۱۵ سال بعد از آن به نوشتن رمان های محبوب ادامه داد. در همان سال رمان «آسیاب رودخانه ی فلاس» را نوشت و آن را به همسرش «جورج هنری لیوس» تقدیم کرد. آخرین رمان جورج الیوت در سال ۱۸۷۳ به نام «دانیل دروندا» منتشر شد. این نویسنده روز ۲۲ دسامبر ۱۸۸۰ بعد از دو سال درگیری با بیماری کلیوی در سن ۶۱ سالگی درگذشت.معروف ترین رمان الیوت «میدل مارچ» (۱۸۷۱–۱۸۷۲) است که نقطه ی عطفی در تاریخ رمان محسوب می شود. بعد از «جین آستین»، هیچ نویسنده ای به اندازه ی الیوت در آثارش صریحا به بیان مشکلات اجتماعی و انتقادهای سیاسی نپرداخت.او هفت رمان و ۱۱ کتاب شعر از خود به جا گذاشته است.


7 روز ضمانت بازگشت کالا
پشتیبانی 24 ساعته
ضمانت اصالت کالا
پرداخت آنلاین امن
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.